برمه طوفان اومده.مردم زخمی و گرسنه و آسیب دیده اند. سازمان ملل تلاش میکنه. مردم گرسنه اند .صلیب سرخ تلاش میکنه. مردم گرسنه اند. سازمان خواروبار جهانی تلاش میکنه. مردم گرسنه اند. کشورای همسایه و بانک های جهان تلاش میکنند چون مردم گرسنه اند. اما هیچکس زورش به دولت نمیرسه. دولت کماکان مرزا رو بسته نگه داشته.
مردم گرسنه اند.
دولت هم گرسنه است. گرسنه ی قدرت.
زل زدم به صفحه ی تلوزیون. 1984 اورول پس ذهنم دور میزنه.
از دالونای بازار که میزنم بیرون بارونه. همه خیسن. من نه.
صدای زنگ تو.هزارتا چیز تعریف میکنم. میخندونمت. میخندم .بعد ،تو میری که گرفتار باشی. منم میرم همونجا که بودم. عمق چاله ی شیدایی.
از مترو که میزنم بیرون بارونه. من از همه خیس ترم.
پیک کارامو میبنده پشت موتور. میگه : محله تون قشنگه. تو برفم قشنگ بود.
چی بگم؟ میگم : مواظب کارام باشید.
میدونی چیه؟ بارون آدمو خیس نمیکنه. اونی که رطوبتش خشک نمیشه روبالشتی شوره.
روزها مي گذرند و
تو نمي گذري
شیدا محمدی

