نبودم. کمی . رفتم بی فشار سینه بند تنگ پیراهن گشاد گلدار پوشیدم و دمخور شبی و تنهایی و ورق و پریسا شدم.
خسته بودم. نیستم . خوشیدم. ور زدم . ور شنیدم . عیاشی کردم . معصومانه . به صرف : سیب و پسته و کنسرو.
غلت زدم. در تخت بزرگترها . خیس عرق از هیاهوی کودکستان کناری بیدار شدم. لبخند زدم . لبخند شنیدم .
: دلت میخواست به جای من کی کنارت بیدار میشد؟
: هیشکی. تو.
باور کردم . غلت زدم.
با موی پریشان دور زدم. ورق ریختم . معنا کردم. خسته شدم. خوابیدم. بیدار شدم.
چای شیرین شیرین نوشیدم. شکر شدم. شیرین شدم. خندیدم.
بازگشتم.
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت توسط سوماپا
