مرسی که هستی،
و هستی را رنگ میزنی.
هيچ چيز از تو نمیخواهم؛
فقط باش،
فقط بخند،
فقط راه برو.
نه. راه نرو
میترسم پلک بزنم
ديگر نباشی....
و هستی را رنگ میزنی.
هيچ چيز از تو نمیخواهم؛
فقط باش،
فقط بخند،
فقط راه برو.
نه. راه نرو
میترسم پلک بزنم
ديگر نباشی....
(عباس معروفی)
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت توسط سوماپا

