فرا میگیرتم.
بی خوابی.
دهان دره میکند.
خستگی.
شانه میمالم.
سخت است . ادامه میدهم .
زندگی .
سر کج میکنم. دزدکی . فشار اینقدر زیاد است که جایی برای لذتی کوتاه نیست. میان درب ها . کوبیده میشود بر سرم .
خاطره.
سنگین سنگین میکشم .
بدنم .
خیابان های گرم. چینهای سرخ راه راه .
دامنم.
این مسیر به آن کوچه.
ظهر و عصر.
غروب .خانه. خفقان.
خفقان.
نفسم که بالا نیاید بی تنفس .
زندگی .
صلیب مصیبت های چه کسی در من است؟
من .
خسته ام.
خ س ت ه.
بگذارید درین مرغزار گریه کنم....
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت توسط سوماپا

