همه میدانند ...
همه میدانند که ما ...
آرامشی جریان میکشد در درون غمگینم. بی صدا کش میدهم خیابان را. خالی. ارامت میشوم. غمم پنهان نمیماند از خودم.
به تو دروغ میگویم . بارها و بارها. میخندم. زیاد. به تو دروغ میگویم و صدایم هم از غم در نمی آید.
میترسم .
دور میشوی. دور. اگر حقیقی شوم.
خسته گی. دلتنگی. بیتابی. پریشانی.
به تو دروغ میگویم. و به راستی به شوخی های شیرینت میخندم....
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت توسط سوماپا

