میترسم عاشقانه ای بنویسم عشق تمام شود!
انبوه مشغله ات که تو میگویی هی دیزالو میشود در هم و من بسیاربسیار بسیار تلاش میکنم که مودبانه و ساکت بنشینم به گوشه ای و ببافم و بخوانم و بگوشم و بیندیشم و هی بی کفش و جوراب نپرم میان گرفتاریت .
راستی این ماجرای گرفتاری متولدین بز تیتراژهم دارد آیا معشوق بهاری من؟
عجبا!
تو قول داده شدی که امشب تمام شود ! تمام...تمام....تمام!
پس این تیتراژ لعنتی چرا بالا نمیاد؟؟؟
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت توسط سوماپا

