تبليغاتX
سو ما پا

 

من ماندم

شب




و ایستگاه آخر

photo by sofia doudountsaki


+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 

سیب میوه‌ی شهوت است

میوه ــ ابوالهول ِ گناه.

چکاله‌ی قرن‌هاست

که تماس با شیطان را حفظ می‌کند

 

photo EVA  by evegeny freeone

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


حوله رو می پیچمدورم.با موهای خیس می شینم پشت میز.بلند می گم:یک کانتات باخ و پایان هگل !

آنیموسم میگه : وای نه! باخ نه!

میگم : وای آره! اتفاقا باخ!

میگه : می خوای باروک زدمون کنی؟؟؟

میگم : گفتم یه کانتات باخ و اتمام هگل!! مشکل الان هگل نه باخ !

میگه : حب من یه پیشنهاد بدم؟.....یه پنتاتونیک بریم....

نامرد می دونه من دیوانه اون دو تا نت گمشدم!با اکراه میگم:نه. اون واسه شب...

میگه الان شب دیگه...

میگم : اه راست میگی!خوب حالا که شب پس پنتاتونیک میگوشیم! باخ باشه واسه ظهر!!

 

و پله های تاریخ هنر هگل....

احتمالا میرن یک جایی پیش اون ۲ تا نت اضافی!

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 

صدای زنگ در آمد

باز کردم

صبح بود

photo by Carlos Chavez

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


تنهایی ....تنهایی.... تنهایی...هوای ابری.دیوارای زرد و هجوم آینه ها ..آینه هایی که وسعت پنجره هارو چند برابر میکنن.. پنجره هایی که وسعت تنهاییتو چند برابر می کنند....

تنهایی  ...تنهایی ... تنهایی .....شوپن .شوپن .شوپن ... گمشدن تو لحظه های  شوپن.... لحظه شدن تو

گمگشتگی شوپن...

 راک لعنتی رو شونم سنگینی می کنه. ولم نمی کنه...میگی تو پست ترک خورده ... نه عزیزم.چیزی که

سنگینیش ترک انداخت رو اون سی دی بی توجهی پستچی نبود.حجم دلتنگی من بود..... 

 

تنهایی من حجم شبیخون تورا پیشبینی نمیکرد....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 

 

زمين می لرزد

تو نيستی
        

           و من دور می شوم

 

photo by Alyosha Truhaut

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 

بیا !

من در بر ماهم....

 

بی اجازه از وبلاگ آرش

 

photo by emrah icten

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 

 

 

جیب هایت را پر کن

از سپیده و آفتاب

وقتی به دیدار کسی می روی
که در گودترین جای شب
به انتظار توست
 
 
  photo by sascha hüttenhain
 
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 

کافه ....  دود... خنده....بحث....تنهایی...خاطرات و یه دوست کهنه....

 

از لذت سیگار مردم لذتش واسه ما فقط بوی دود لباسامون...

        

 photo by Rene van Rijswijk

 

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


زنگ زده تشکر کنه،واسه موزیکا...

میگم : قابلی نداشت.

میگه :قابل که داشت!چقدرم زیاد بود.دستت درد نکنه واقعا

آنیموسم ذوق مرگ نشسته روبروم،دستشو زده زیر چونش.

زیر چشمی نگاش می کنم.

میگم:چه خبر؟

شل و وارفته،دستام حسابی یخ کرده.آنیموسم اشاره میکنه : اینجوری؟؟!

چشم و ابرو میام که : پس چه جوری؟؟؟ روشو میکنه اونور !

میگه : خبری نیست،درگیر کارم حسابی،شبا تا دیروقت شرکتم.

تو دلم میگم بعدشم کافه... آنیموسم چپ چپ نیگام میکنه.

میگه: تو چه خبر؟

میگم : منم درگیر پایان نامم.

آنیموسم در میاد که : درگیر.....!!!!! بهش چشم غره میرم.زل زدده تو چشام،اشاره میکنم : چیه؟

میگه بپرس میاد یا نه؟ سرم میندازم بالا:نه! میگه حالا تو بپرس!ابروامم میندازم بالا :نه!نه!نه!

می پرسم : نمیای اینورا....

میگه : چرا که نه! اگه وقت کنم حتما...

 

دروغگو.زمستونم همینو گفت،اما رفت جای دیگه،بعدم اس.ام.اس زد که : جات خالی!چه هوایی!چه کنسرتی!

بهارم گفت.اما نیومد.

دستمو میذارم رو دهنی گوشی:دلت خنک شد..؟روشو بر می گردونه.

دستام حسابی یخ کرده.

میگم:راستی...

میگه:دیشب....

می خندم.می خنده.

آنیموسم باز ذوق مرگ میشینه روبروم،اشاره می کنه: چی شد؟اشاره می کنم : هیچی.

میگه: تو بگو.

میگم :نه تو بگو

میگه:هیچی،دیشب جایی بودم یادت کردم،می دونی کجا؟

دلم میگیره:اره،میدونم...

آنیموسم عین قاشق نشسته میپره وسط : چیو؟؟

عصبانی میشم،بلند میگم: به تو چه؟

میگه:چی؟؟؟

میگم:هیچی...با تو نبودم...

آنیموسم داره منفجرمیشه! بذار بشه...

بهت زده میخنده، میگه : ندیده بودم فحش بدی،حالا با کدوم بیچاره ای بودی؟

میگم:...هیچی....امیر...

میگه : راسی بزرگ شده؟

میگم: نمیدونم،باید دوباره مدلم بشه، یه سری عکس ازش بگیر ببینم بزرگ شه یا نه!

میگه:بالاره یونیسف بخاطر عکسای اروتیکت مجازاتت می کنند!

میگم:عکسام اروتیک نیست،بچه 8 ساله که...

بقیشو نمیگم.میدونم هرچی بیشتر کفری شم بیشتر کیف میکنه!

میخنده.منم می خندم.

آنیموسم همچنان داره منفجر می شه!بذار بشه.

میگه : تو نمیای اینورا؟

میگم : اتفاقا کلی خرید دارم واسه پایان نامم...

چشمم میفته تو چشم آنیموسم...

من من میکنم:اما خیلی گرفتارم،فکر نکنم بتونم... زیر زیرکی نگاش میکنم تا تیید بگیرم...

زل زده بهم!

میگه: امتحانات تموم شد بیا.

میگم :خالا ببینم چی میشه.

چشمامو میبندم،وقتی باهاش حرف میزنم.....

آنیموسم میگه:بعد روانشناس میگه : بهش بگو بیاد اینجا، همه حرفاتو بهش بزن!!!

درد آلود نگاش میکنم که:میدونی که نمی تونم. چشماشو میبنده که :میدونم...

 

میگه:هستی؟

میگم : اره

میگه : اس.ام.اس هم که گفتی نزن.

نمیگم گفتم که بپرسی چرا و تو نپرسیدی و نزدی...

میگم:آره،اینجوری بهتره...

آنیموسم خیره شده بهم . اشاره میکنم:چی بگم؟ شونه میندازه بالا که نمیدونم!

گوشیو جابجا میکنم:اگه زیرزمینی چیز جدیدی پیدا کردم میفرستم برات.

میگه :مرسی تو گلی!

ذهنم صاف میره پیش کاکتوس!

میگم:می دونم!

آنیموسم میخنده. خودم و خودشم می خندیم.

میگم:کاری نداری؟ آنیموسم زیر گوشم میگه:چرا عزیزم.عاشقتم!بهش چشم غره میرم.

میگه:نه.مواظب خودت باش.

میگم :هستم.تو هم باش.

تلفنم که میبندم آنیموسم میگه : اینم از موزیکا.بعدش چی؟

نگاش می کنم.نمیدونم....

شونه میندازم بالاکه :

گور بابای راک هم کرده !

منا-17.فروردین.86

 

عکس:شیرین نشاط (آرتیست مورد علاقم)

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


برامس   برامس  برامس..... رقص اول   رقص پنجم 

 

برامس   برامس  برامس.......

خوبه که برامس هست ..

خوبه که سمفونی سومش هست

... خوشحالم که متولذ شدم تو دنیایی که موزیک داره...

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 

 

 

 

برق؛ در چشمانِ توست

من چرا می بارم؟

photo by Roger Coleman 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


اینم از موزیکا.....

بعدش چی؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


درخت که می شوم

پنجره می شوی رو به رویم

پنجره که می شوم

می رسی با خورشید به تمامم

از کوچه های ماه که می آیی

ابر که می شوی

درخت که می شوم

photo by Daniel Bayer

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


بدترین چیز اینکه چارده به در مجبور باشی بری پای قورباغه(شایدم  غورباقه یا قورباقه یا غورباغه ...)

بزنی!ترم اخری تنها چیزی که کم داشتم تربیت بدنی بود....

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 

نه امپراطورم

نه ستاره ای درشت دارم

اما خودم را

با کسی که خیلی خوشبخت است اشتباه گرفته ام

به جای او نفس می کشم،راه می روم،غذا می خورم،می خوابم

چه اشتباه قشنگ دل انگیزی!!

photo by Colin Y

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


دير آمدی...

دير آمدی...

ديگر ماه شده ام

عکس و شعر:لاله صابونچی

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


عکس ها باز نمی شه و من به شدت مایوسم...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 

تنها ماه

می تواند از اب های خروشان بگذرد و خیس نشود

(رسول یونان)

photo by Piotr Myrlak

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |


 
 
عکسی به یادگار از من بگیرید
 
من انسان قرن بیست و یکم هستم
 
photo:nino bart
+ نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت توسط سوماپا |